به این فرش نگاه کنید. گویا داستانی از ادبیات کهن ایرانی است که روایتی عاشقانه از دل داستانهای دیرین را بازگو میکند. خطوط هندسی، رنگهای گرم و تیره، نقشهای انسانی، همه و همه این دیدگاه را تایید میکنند. روایت یک عشق است با بیانی لطیف و زنانه.
داستان خسرو و شیرین را به یاد دارید؟ در قالیچههای بلوچ میتوان بارها چنین روایتهای عاشقانهای را به چشم دید و لمس کرد. بلوچ ها شاخه ای از نژاد آرایایی هستند که به واسطهی کوچ آریاییان وارد سرزمین ایران شده اند و در جنوب شرق و شرق کشور در استانهای سیستان و بلوچستان، کرمان؛ خراسان، هرمزگان و منطقهی ورامین در تهران پراکنده شده اند. بلوچها به عنوان یکی از اقوام اصیل ایرانی، تولیدکننده گروهی از قالیهای تصویری هستند که موضوعات بازیافته در آنها را زنان از قالبهای متنوع تشکیل داده اند. (میرزائی،1403)
نقوش و طرح
فرشهای بلوچ اغلب دارای نقوش هندسی مانند ششضلعی، مستطیل و مثلث هستند تا الگوهای بصری چشمگیری ایجاد کنند. این نقوش، مهارت و بینش هنری بافندگان را به نمایش میگذارند. قالیهای تصویری بلوچ ملهم از موتیف زن و مرد، نقوش حیوانی و گیاهی است.
رنگ در قالی بلوچی
رنگهای به کار رفته در فرشهای بلوچ هم پر جنب و جوش و هم خاکی هستند که منعکس کننده چشمانداز طبیعی و تأثیرات فرهنگی منطقه میباشند. سایههای تیره قرمز، آبی، خاکستری و قهوهای اغلب در فرشهای بلوچ استفاده میشوند که اغلب با الگوهای سفید، عاجی، زرد یا نارنجی در تضاد هستند. استفاده زیاد از طرحهای سیاه و سایههای تیره، عمق و شدت رنگهای اصلی را افزایش میدهد و جلوهای بصری خیرهکننده ایجاد میکند.
زنان بلوچ با شور پنهان خویش، نقش هایی آفریده اند که از جنس حضورند.
قالیچهی بلوچ منتسب به روایت خسرو و شیرین، تصویری از یک مراسم عروسی که دست عروس را هنگام حنا گذاشتن نشان میدهد.
بازتاب زنان در قالب نقوش تصویری در قالیها
با نگاهی به تاریخ فرش معاصر ایران، قالیهائی مشاهده می شود که شکلی کاملا متفاوت از معیارهای هنر سنتی ایران را ارائه می کنند. این قالیها به جای نقوش انتزاعی و گیاهی که نقوش رایج و مرسوم فرش ایرانی به شمار می آیند. از عنصر تصاویر انسانی در شکل جدید خود و بعضا متفاوت از خیال نگاریهای رایج در نگارگری ایران به عنوان عامل تزئین متن قالیها استفاده کرده اند. حضور زنان در قالیهای تصویری نشان از جایگاه قابل توجه زنان و دختران در فرهنگ بلوچ دارد. در اکثر نمونههای قالی تصویری بلوچی حضور زنان به تنهایی و یا در کنار مردان دیده می شود. ادبیات شفاهی و حماسی بلوچها نیز نشان می دهد، جهان اجتماعی که زن بلوچ در آن زیست دارد تبدیل به سازهی جنسیتی نشده است که در آن زنان در سلطه و در مراتبی بس پایینتر از مردان خویش باشند. همچنین نامگذاری قالیچههای بلوچی را با نام زنانه به وفور می بینیم. (میرزائی و همکاران،1403 )
قالیچهی تصویری ایراندخت – پوراندخت که در منطقه، قالی لیلی و مجنون نیز نامیده می شود. بنظر می رسد این قالیها سفارشی بوده و نخستین بار به سفارش و برای هدیه به دختر یکی ازخوانین سیستان بافته شده اند.
روایتهای اساطیری در قالی بلوچ
افسانهها، داستانها، حماسهها و بالاخره اسطورههای هر قوم و ملت در ساخت و شناخت فرهنگ آن جامعه سهم عمده ای دارند. سرزمین کهن ایران نیز با تاریخ و تمدن هزاران ساله خود مجموعهای غنی از اساطیر و منظومه های شفاهی را به عنوان میراثی تاریخی با خود به همراه دارد. این اساطیر و افسانهها از منظرهای متفاوتی مورد توجه پژوهشگران فرهنگی و هنری قرار گرفته است. با مطالعه جایگاه زنان در تاریخ فرهنگی و اساطیری ایران باستان نیز میتوان در مورد وضعیت اجتماعی زنان در دوره های مختلف تاریخی پی برد. روایات و مستندات تاریخی زیادی در مورد نقش و جایگاه زنان در فرهنگ ایران باستان وجود دارد. آنچه از مطالعه این روایتها برمی آید، نشان دهنده حضور شخصیتهای تاریخی، سیاسی و حکومتی در دورههایی از تاریخ ایران است. (میرزائی و همکاران، 1403).
شاهنامه به مثابه یک متن ادبی که بازگوکننده فرهنگ اساطیری و کهن ایران زمین در قالب روایتهای ادبی و بازتاب دهنده الگویی از کارکرد اجتماعی زن در فرهنگ ایران باستان است. تعداد بسیاری زنان بزرگوار در شاهنامه است که در آثار دیگر فارسی نمیتوان مانند آنها را پیدا کرد. زنان شاهنامه در عین برخورداری از فرزانگی، از جوهر زنانه به سرشار نیز بهرمند هستند. سیمین دخت، رودابه، تهمینه، فرنگیس، جریره و منیژه و… هم عشق را برمی انگیزانند و هم احترام را (میرزائی و همکاران،1403).
منابع: _ میرزائی، عبداله و اسدی عمله، زهرا، 1403، تحلیل نقش و جایگاه زنان در قالی های قوم بلوچ براساس نظریه بازتاب، نشریه علمی پژوهشی هنر. http:/essiecarpet.com/product/balouch